عمر موزاییکها و سیمانی که برای فرش کردن پیادهروی خیابان استفاده شده بود فقط چند روز بود.

امروز کتاب The President's Murderer را خوندم و چالش ۲۰۱۹ گودریدزم را کامل کردم.
امسال ۲۰ کتاب انتخاب کرده بودم که اگر به احتمال، سال شلوغی داشتم، بتوانم تمامش کنم و اگر فرصت بیشتر داشتم سریعتر به هدفم برسم و روحیه بگیرم و اعتماد به نفسم بالا برود. دقیقا به همین سادگی.
قبل از عید موقع خانه تکانی دقیقهی نودیمان، کتاب Christmas In Prague را پیدا کردم، مریم قبلا برای کلاس زبانش خریده بود، کتابی ۴۰-۵۰ صفحهای از مجموعهی Oxford Bookworms Library و در سطح Stage 1. خواندم و خوشم آمد. پس از آن هم چند کتاب دیگر از این مجموعه را گرفتم و شروع کردم به خواندنشان.
برای منی که یکی از اهدافم یادگیری زبان انگلیسی است میتوانستند منابع خوبی باشند، بنا به چیزی که Oxford گفته کتابهای Stage 1 با ۴۰۰ لغت پرکاربرد نوشته شدهاند. صرفا هم به دید زبانآموزی به آنها نگاه نکردم، چون بعضا محتوای خوبی هم داشتند و جذاب بودند. گاهی برایم این سوال پیش میآمد که مگر میتوان با این تعداد محدود لغت کتاب نوشت!؟
میتوانستم از یکی دو سطح بالاتر هم شروع کنم اما عجله چرا؟ چرا کتابهای Stage 1 را بگذارم کنار، ضرر نخواندن کتابهای سطح Starter کافیست. پس اول همهی کتابهای Stage 1 را میخوانم بعد Stageهای بعدی را خواهم خواند تا آخرینش یعنی Stage 6.
یکی از ضررهای همیشه همراه زندگیام، یادگیری سطحی مهارتها بوده است. توهم دانایی، میراثی که از دوران مدرسه و دانشگاه به من و خیلیهای دیگر رسیده. باید نمرهی قبولی هر مهارتی را بجای ۱۰ روی ۱۸ و ۱۹ و شاید ۲۰تنظیم کنم. در ضمینهی کاری و تخصص حرفهای هم گاهی چوب همین مهارتهای سطحی را خوردهام. اعتراف صادقانهی درونی به ندانستن جز ضروریات زندگی است.
۱۰ کتاب از چالش گودریدز امسالم مربوط به همین کتابهای Stage 1 از مجموعهی Oxford Bookworm Library بودند، این سطح ۱۰-۱۲ کتاب دیگر هم دارد، آنها را هم خواهم خواند، جنبهی داستانی کتابها باعث خواهند شد که خواندنشان برای یک معتاد به کتابخوانی کار سخت و حوصله سر بری نباشد. شاید بعد از تکمیل این کتابها به حقالیقین برسم که ۴۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی را بلدم. آن هم از شیوهای کاملا واقعی نه مانند یادگیری با فلش کارت و کتابهای بیفایدهای چون ۵۰۴، که شاید ۱۰ بار دورهشان کردم و بعد از چند ماهی که مراجعه کردم دیدهام همهشان از حافظهام پریدهاند و رفتهاند.
کتابهای Stage 1 برای من آسان بودند شاید هر کتاب فقط چند لغت جدید داشت در کتاب آخر تنها معنی Lorry را نمیدانستم. اما من میخواهم میان آنچه را میدانم و آنچه تصور دانستنش را دارم، تفاوتی نباشد. پس این راه خوبی است.
پینوشت: یادگیری فلش کارتی، سریعالسیری، شب امتحانی، همراه با ترفندهای تست زنی و... همه و همه را باید بریزیم دور. عزیز دلی موقع برق کشی ساختمان میگفت خیلی از این کارها را از کتاب حرفه و فن دورهی راهنماییاش یاد گرفته، اما به خوبی و بهتر از کسی که تا لیسانس و بالاتر رفته و چندین گواهینامه و مدرکی دارد که الحق و الانصاف همه کاغذ پارهاند.
یکی از اشکالات بیان که امیدوارم به زودی رفع بشه سیستم آمارگیرشه، به عنوان نمونه آمار زیر را ملاحظه بفرمایید:
سیستم آمارگیری بیان تعداد بازدیدکنندگان احتمالی را از تعداد نمایشها بیشتر اعلام کرده که منطقا غیرممکن است.(به ازای هر بازدیدکننده حداقل یک نمایش وجود دارد).
ایراد بعدی شمارش بازدیدهای مدیر وبلاگ است. گاه برای ویرایش قالب و یا مرور مطالب نوشته شده لازم هست که خروجی وبلاگ نگاهی انداخته شود. در سرویسهایی مثل بلاگر و وردپرس این بازدیدها محاسبه نمیشود اما بیان تفاوتی میان بازدید مدیر وبلاگ و بازدیدکنندگان واقعی قائل نمیشود.
مورد بعدی از نظر من عملکرد ناقص در تفکیک ورودیهایی است که از موتورهای جستجو به این جا میرسند، در حالی که مرجع تعدادی از نمایشها گوگل معرفی شده اما به نظر میرسد این ورودیها در قسمت ترافیک ورودی و عبارات جستجو شده سازگار نیست.
بیان همچنین قادر به تشخیص مرجع لینکهای ورودی از تلگرام و واتساپ و نظایر آن هم نیست.
اگر موقع نوشتن مطلب از دکمه ذخیره پیشنویس استفاده کنید، موقع انتشار تاریخ ثبت پیشنویس برای انتشار آن مطلب در نظر گرفته میشود که این مشکل باعث میشود مطلب شما در صفحهی وبلاگهای بروز شده دیده نشود.(این مورد ربط مستقیمی به سیستم آمارگیری نداشت، اما چون تنور انتقادات داغ بود ترجیح دادم نان این مورد را هم اینجا بچسبانم)
پینوشت: هرچند اکثر ما فقط دنبال فضایی برای نوشتن هستیم و این جزئیات باریمان اهمیت چندانی ندارند اما نقل است از رسول خدا که از کسی که سنگ لحد مردهای را کج و بیدت گذاشته بود انتقاد کرد و گفت: من می دانم که این گور و(ولحد آن) فرسوده می شود و میپوسد، لیکن خدا بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام دهد، محکم کاری کند و آن را درست و استوار به انجام برساند.
می نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست