زنگ زدم به دوستی در فلان شهر تا حالش را بپرسم گفت ۱۰۰۰، گفتم هزااااااااار؟ گفت آره، بعد گفت  چیه؟ سختشان بوده یکی یکی ببرند با لودر بردند آخه ۱۰۰۰ زیاده
بعد اومدم خونه دیدم در همان شهر عده‌ای عروسی مادرشان را جشن گرفته‌اند و به سبک لرها پارچه‌های رنگی تکان می‌دهند.
یادم آمد که آقای محترم می‌گفت می‌دونی فلان شهر دشت لاله‌ی پهناوری داره؟ آن‌ها که لودر دارن مدیون تک تک گل‌های این دشت هستند.